محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
481
اكسير اعظم ( فارسى )
انتفاع و خلاص و استراحت يافتهاند ليكن اين در برص اندك ممكن بود . و هرگاه بدن نقى و مزاج بدن معتدل باشد ادويهء مشروبه را بگذارند چه گاهى آنها جلب آفت نمايند و كمتر آفت آن اين است كه نزف الدم عارض شود و روح كم گردد و اين هر دو محتاج اليه در علاج برص است و بر علاج عضو به اشياى مخصوصهء آن از اطليه و غيره اقتصار ورزند و غذاى او سريع الهضم به غير لزوجت و دسومت در آن بسازند و از بقول و هرايس و مانند آن اجتناب نمايند . و اما ادويهء بهقيه و برصيهء موضعيه اول درجات آنها اين است كه شديد الجلا قوى الجذب براى خون شديد التسخين مزاج عضو باشند و اما بعد از آن اين است كه مقرحهء مقشره باشند و در ادويهء وضعيه دواهائى است كه براى صبغ يعنى رنگين كردن استعمال كرده مىشوند و بهتر آن است كه ادويهء موضعيه بعد دلك و تحمير استعمال كنند و دلك به مثل برگ انجير باشد تا آنكه قريب آن گردد و از خون برآيد و يا بعد خلانيدن سوزن در مواضع كثير و از معينات بر نفع ادويه اين است كه لطوخات در آفتاب استعمال نمايند و افضل ادويهء برص آن است كه قرحه كند يا آبله آرد و ماده سائل شود و به گردد و اعاده به رنگ اصلى نمايد و گاهى چندان نمىگذارند كه آبله كند بلكه ترك مىكنند و بعد حصول تسكين اعادهء آن مىنمايند و ادويهء برصيه به حسب اعتبار اول كه آن قوى است از آنچه مذكور شد مثل خربق سفيد و سياه و آهك و زرنيخ و كندش و مويزج و بيخ فاشرا و جنطيانا و ابهل و راتيانج و بيخ دمالاخوين و بيخ خنثى و كف دريا و انگزد و پوست بيخ كبر و خردل و حرمل و تخم ترب و بيخ قثاء الحمار و تخم جرجير و فوه و قاقله و ماذريون و زاج و قلقند و زنگار و كبريت و قطران در حمام و ملبوس و قسط و زراوند و شقايق و ثافسيا و فرفيون است و كرم دانه شديد الموافقت است . و ايضاً كبريت به سركه طلا بعد طلا و پياز نرگس و از آنچه تجربه كرده شد نوشادر و روغن بيضه طلاى خوب است و بيخ لوف عجيب است و بيخ نيلوفر براى بهق و خون مار سياه و بيخ سقمونيا و برگ انجير خشك و برگ خرزهره و راسن و برگ آن و اشترغار و اما آبها پس سركه و آب زردج و آب قنابرى و آب بلبوس و آب عنصل خاصهء و آب مرزنجوش و خصوصاً بر برص آثار محاجم و آب رسن و شورباى لحوم افاعى است و از اطليهء جيده ترياق يا مثروديطوس يا لوغاذيا به آب قنابرى است . و ايضاً شيطرج سوده و خردل و گاهى اين زائل كند آنچه در دو جلد باشد و از روغنهاى جيد روغن موردست كه در آن شيطرج پخته بعده زاج آميخته باشند و از طلاهاى نيك ذراريح است كه به سركه سوده طلا كنند و يا بگيرند شاهترهء تر يا خشك و در شكم افعى كشته شكمش پاك كرده پُر نمايند بدوزند و بريان نمايند تا خوب پخته شود پس بگيرند آن شاهتره و بر برص ضماد كنند كه به سرعت زائل كند و يا بگيرند برگ خرزهرهء تازه در زيت بجوشانند تا آنكه برگ خشك گردد پس زيت را صاف كرده موم مصفى قدرى در آن گداخته گوگرد زرد سوده بياميزند كه مثل مرهم گردد در آفتاب طلا كنند . طلا از اهل هند بگيرند قسط و شيطرج هندى و زرنيخ سرخ و فلفل و زنگار و در ظرف مس با سركه بسايند و يك هفته بگذارند بعده بدان طلا كنند و در آفتاب قيام نمايند بهق و برص مبتدى را باطل كند يا اشخار و آهك را در بول طفل شيرخوره تر كنند و هفت روز تجديد بول نمايند بعده بيزند تا مثل عسل گردد و استعمال كنند تا آنكه قرحه كند پس بگيرند زفت و موم و قطران و پوست جوز سوخته و خون كبوتربچه و روغن حنا و بپزند تا مخلوط گردد و بر موضع نهند تا آنكه رنگ او به رنگ جسم نمايد و بهتر آن است كه در آفتاب گرم چند بار تكرار اين كنند . و بدانند كه استفراغ صاحب اين مرض بايد كه به ادويهء ضعيف مستفرغ مادهء رقيق به تدريج باشد و ماء الاصول منضج مطرق براى دواى مسهل است و در آخر آن حب منتن بخورند بعده اعادهء ماء الاصول تا دو هفته كنند و توليد خون او از لحوم حاره طيور و قليات و ترك حوامض و شوربا نمايند مگر گاهى زيرباج دهند و آب مضرترين چيزها براى آن است ليكن به شراب كهنه به غير تكثير و لازم است كه مالش موضع هر وقت بپارچهء درشت كنند تا خون به سوى آن منجذب گردد و دخول حمام آن را مضر است و غذاى غليظ و فواكه تازه و خشك و داغ بر برص ردى است گاهى برص بدان منبسط گردد و كثرت نمايد و برص كه عقب داغ پديد آيد عيب آن نمىكنند و همچنين حوالى جاى شرط . و طلاى كثير الاجزا كه براى معتصم بالله مرتب شده بود در قانون مذكور است . طلاى جيد از ساهر شونيز خربق شقايق بيخ كبر هر واحد يك جزو شيطرج حضض و مادام كه آن زرنيخ است يا مزرنجوش هر واحد نيم جزو در آفتاب طلا كنند . طلاى خفيف جيد نافع و آن شقائق و هزارجشان به سركه است . و ايضاً فوه الصبغ كف دريا تخم ترب كندش بسركهء خمر . و ايضاً بگيرند براده شبه و خربق سياه و صفر سوخته و ذراريح و زرنيخ سرخ هر واحد يك درم بقطران كه در سركه گداخته باشند سرشته طلا كنند . ايضاً از اريباسيس خربق سفيد فلفل شونيز كف دريا گوگرد زرنيخ فوه الصبغ زنگار شيطرج و زراريح به سركه سوده قرص ساخته خشك كنند و وقت حاجت به سركه سائيده بعد دلك كه آن را سرخ كنند و لطوخ نمايند . و ايضاً از كتاب الزنيت قريطن خربق سياه فاشرا پوست بيخ ماذريون گوگرد زردذاخ زنگار برادهء آهن كف دريا برگ انجير با سركه مثل خلوق بسايند و در ظرف رصاص نگاه دارند و بعد دلك در آفتاب طلا كنند . ديگر از جبرئيل گوگرد و فرفيون و خربق هر واحد يك درم بلادر دو درم عاقرقرحا شيطرج يك يك مثقال به سركه طلا نمايند . ايضاً تخم ترب كندش ثافسيا ماذريون فوه الصبغ شيطرج حرف عاقرقرحا مويزج با خون مار سياه جمع كرده قرص ساخته استعمال كنند به آبى كه در آن فوه الصبغ خوب جوشانيده صاف كرده باشند بعد حمام . و ايضاً فوه شيطرج هر واحد پنج درم